/ 39 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رو کم کن

والا توی این دوره زمونه تفاوتی بین زن ومرد نمیتونی ببینی میگی نه ؟نگاه کن....حالا دیدی؟[زبان][شکست][قهقهه]

حانی

[قهقهه]دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام: تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سُفره پهن شو!

اشکان

سلام.از وبلاگت دیدن کردم.خسته نباشی.اگه دوست داشتی به وبلاگ من که با عکس ها و مطالب ترجمه شده از سایت های خارجی آپدیت میشه سر بزن.در ضمن قالبم طراحی میکنم و کدشو برا دانلود تو وبم میذارم.نظر یادت نره.منتظرم.ممنون.

عبدالستار بخنو

سلام.دوستان من شما رو بانام بچه ها ی زیست شناسی کرمان لینگک کردم‘منو با نام بچه ها ی90دانشگاه جیرفت لینک کنید.موفق باشید

امروز در اوج بی پولی به حالت طعنه این اس رو از خوابگاه بعداز یه ماه به مامانم زدم: سلام مامان خوبین؟خوشین؟ بابا چه طوره؟ پول لازم ندارین؟اگه لازم دارین بگین براتون بفرستم...پول هستاااا..!! . . . . مامانم جواب داد: سلام پسرم چه قدر می تونی بفرستی؟!

الهه

چه ابرویی؛ چه موهایی؛ عجب لبی! خانم ببخشید شما دماغتونو کجا عمل کردید؟ . . . . . . . -احمق! خفه شو من پسرم :|

غریبه اشنا

ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﻢ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻣﻨﻢ ﺍﻟﮑﯽ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻨﺰﻝ ﺟﻌﻔﺮﯼ ؟؟؟ ﺍﻭﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﮐﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﯿﺪ ﺑﺎ ﮐﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ؟

غریبه اشنا

دوستم شکست عشقی خورده، اومده پیشم گریه میکنه و میگه، عشق و عاشقی همش دروغه، دیگه میخوام مثل تو باشم، عاشق نشم، وابسته نشم، پست باشم، آشغال باشم، عوضی باشم، مثل لاشخورا زندگی کنم!!!!!!!!!!!! موندم دلداریش بدم، یا بزنم لهش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

غریبه اشنا

دانشجو چييييست؟؟؟!!!!!! موجودي است بيکار که 4 سال از عمر خود را به شکل خودجوش هدر ميدهد و حتي براي اين کار در ازموني به نام کنکور شرکت کرده و خود را به اب و اتش ميزند. قوت غالب اين موجود سيب زميني و تخم مرغ ميباشد. از فعاليت هاي روزانه وي ميتوان به پرسه زدن در محوطه دانشکده،‌تيکه انداختن به استاد، رفتن به فيس بوک با وايرلس دانشگاه به هر بدبختي که شده،خوابيدن،و خيره شدن به جزوه ي استاد براي دقايقي و

غریبه اشنا

مكالمه خدا با مخلوق كرموني خدا:برخیز ای بنده، برخیز مخلوقِ کرمونی:ها؟هااا؟ شــِطو شده؟ وَرچی تکون میدی؟؟ تِ کی هستی؟؟ بِل بخوابیم خدا:بنده ی ما بهوش باش که ،خالقی یکتا تورا میخواند مخلوق کرمونی: کی؟ "خالقی" هستی؟ بچه ماهونی؟ انگور دُزی؟ خدا:طغیان مکن بنده.خداوند پاک و منزه است از انچه بدان نسبت میدهی! مخلوق کرمونی:نه خداوکیل!!!! خودتی خدا؟ ببخشن نِشناختم. خوبِن؟ خوشِن؟سلومتِن؟بچا خوبن؟ خونواده خوبن؟ خدا:کفر مگو بنده.خداوند نه زاده شده و نه میزاید.خداوند تــنهای تنهاست. مخلوق کرمونی:حالو وَرچی ایقَ مارِ میلــرزونی؟بــِل بخوابیم خداوکیلی. خدا:بنده ی ما.نخــــواب!!!برخیز­ و کمی کرمانی برایمان صحبت کن تا دلمان شاد شود.باشد که رستگار شوی. مخلوق کرمونی:خدایا حالو وقت پاییدی؟ خیله خو الان دوتا تکه کرمونی وَشت میام ،دست اَ سر کچل ما ورداری. ""خدا حالو هـــشکی هم هــــشطو شده؟؟؟؟؟ خدا:ها ها ها ها ها تبارک الله احسن الخالقین*همانا ما کرمانی را از گـــُرده خلق کردیم *باشد که روتی کَن شوید* ای بنده