پدرم رفت...

 

ولی یادش هست...

و نگاهش باقیست...

دور دست نظرم چهره او می بینم...

او به من میخندد...

یاد گرمای بغل کردن او می افتم...

کاش یک لحظه صدای نفسش بازآید...

کاش بود و من هم بوسه ای بر رخ او می زدم...

کــــاشـــ .......