آقا مگه مسلمون بودن به نماز و روزه ی زیاده؟ اینایی که همش دارن نماز و روزه انجام می دن ولی دلشون سیاهه چی؟ مگه مومن بودن به اخلاق خوب و دل پاک نیست؟» همیشه این سوالا وجود داشته... توی این چند ماه اخیر هم٬ این عبارت ها رو زیاد می شه از گوشه و کنار شنید...


نظر شخصی من این هست که این جمله ها هم می تونه صحیح باشه و هم غلط - و بستگی به زاویه ی دید داره. این نوشته٬ تحلیل کوتاهی هست بر همین موضوع.

 

زاویه ی صحیح

افرادی هستن که زیاد عبادت می کنن٬ ولی دلشون پاکی و رحمت اسلامی نداره. صورتاشون پر از اخم. اخلاقشون گند. بعضی از روی ریا عبادت می کنن و نه برای خدا٬ بلکه برای پز دادن به این و آن میرن مسجد. بعضی هم آدم های کوته نظر و یک بعدی هستن٬ که دنیای خیالی خودشون سیر می کنن و همه چیز رو از دریچه ی تنگ خودشون نگاه می کنن. این افراد هم٬ گرچه ممکن هست مدت زیادی رو پای سجاده باشن٬ ولی این عبادت چه قدر می تونه مفید و سالم باشه؟

به قول حضرت حافظ:
ما را به رندی افسانه کردند       پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه          و از فعال عابد استغفر الله

بله. اگر از این زاویه نگاه بشه٬ ادعای بالا صحیحه. مسلمون بودن به دل پاک هست٬ به اعتقادات صحیح٬ به رحمت اسلامی٬ به کمک به هم نوعان٬ به امانت داری٬ به صداقت کلام٬ به از خود گذشتگی٬ به آرامش دل٬ به خیّر بودن٬ به تفکر٬ به جهاد٬ به کار مفید کردن٬ به عدالت در گفتار و رفتار٬ به کنترل شکم و شهوت.

بله٬ از این زاویه٬ امکان داره کسی روز و شب توی مسجد باشه٬ ولی یک مسلمون و مومن صحیح نباشه. امکان داره کسی انقدر روزه بگیره که هیچی گوشت به تنش نمونه٬ ولی توی درگاه الهی یک عبادت کننده و یک مومن خوب به حساب نیاد.

چند نمونه حدیث:

«ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است که شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.» (مشکاة‏الانوار، ص 544) «عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.» (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال) «خوش اخلاقى عبادت است.» (کنزالعمال، ج13، ص151، ح36472) «یک ساعت اندیشیدن خیر از هزار سال عبادت بهتر است.» (بحارالانوار، ج71، ص326)

 

زاویه ی باطل

زاویه ی غلط این مساله به نظر من این هست که عده ای عبادت زیاد رو نه به دلیل بالا٬ بلکه به دلیل سستی رها می کنن. یعنی چون خودشون لیاقت ندارن زیاد عبادت کنن٬ چون لطف خدا شامل حال خودشون نشده٬ چون دنبال یک میونبر به سمت خدا هستن و می خوان تنبلی خودشون رو توجیح کنن٬ ارزش نماز و روزه ی زیاد رو زیر سوال می برن.

اتفاقا برای این که آدم بتونه حقیقا مومن باشه٬ عبادت و نماز و روزه زیاد هم بسیار موثره. حدیث هایی که مثلا می گن یک ساعت اندیشیدن از فلان مقدار عبادت بهتر هست٬ دارن ارزش زیاد اندیشیدن رو نشون می دن٬ نه ارزش کم عبادت رو!

مگه می شه کسی واقعا عاشق خدا باشه و مسلمون خوبی باشه٬ ولی عبادت خدا قسمت مهمی از زندگیش نباشه؟ مگه غیر از اینه که پیغمبر عزیز هر ساله بیش از صد روز روزه می گرفت؟

چند نمونه حدیث برای درک اهمیت عبادت مضاعف:

«همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشیدن؛ مانند حیوانات.» (تنبیه الخواطر،ج1، ص 94) «وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.» (مسند الامام العسکری، ص290) و «خدا به حضرت موسی(ع) فرمود: دروغ می گوید کسی که گمان برد خدا را دوست دارد ولی چون تاریکی شب درآید خواب را بر حضورم ترجیح دهد

دیگه از همه ی اینها واضح تر٬ آیه ی قرآن که می گه (ذاریات ۵۶): «و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا عبادت کنند